داوود صمدى آملى
25
شرح نهاية الحكمة ( فارسى )
همانا در آنچه كه به آن قضاوت نموده بوديم ، خطا كردهايم . پس نياز ( به تشخيص واقعيات اشياء ) ما را سوق مىدهد به سوى بحث از اشياء موجود و تمايز آنها با ويژگيهاى موجود محصّلشان از آنچه را كه موجود نيست . بحثى كه بر طرف كنندهء شك و نتيجه دهندهء يقين باشد ، پس به راستى اين شيوه از بحث همانى است كه ما را به سوى نفس اشياء واقعيه از آن جهت كه واقعيت دارند ، هدايت مىكند . نكات ادبى 1 - ضمير در « ننفيه » به « الوجود » برگشت مىكند . 2 - ضمير « تمييزها » به « اشياء » برگشت مىكند . 3 - « بحثا » مفعول مطلق « مسّت » مىباشد . نكات تشريحى 1 - فرمودهاند : كما ان الانسان الاوّلي كان يثبت اشياء و يرى آراء ننكرها ؛ حضرت علامه در بداية الحكمة براى اين مورد مثال به غول و بخت و شانس زدند كه امروزه نيز اگرچه معتقدين به وجود غول ، وجود ندارند ، اما كماكان ديده مىشود كه افراد دم از شانس مىزنند . 2 - فرمودند : فسمّت الحاجة إلى البحث عن الاشياء الموجودة و تمييزها . . . ؛ بحث از اشياء موجوده و تمييز آنها از اشيايى كه حقيقتا موجود نيستند ، شامل مباحث فلسفى مىشود و اين بزرگترين هدف از طرح مباحث فلسفى است . فافهم ! 3 - فرمودند : بحثا نافيا للشك منتجا لليقين ؛ معلوم است اگر كسى دچار شك و ترديد در واقعيات نشود هرگز محتاج به مباحث فلسفى نمىشود ، لذا حضرت